hot land
این وبلاگ جنبه ی طنز دارد!!!
 
 
پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: نویسنده : shahin poursafar


 

سلام دوستای گلم:

 

         به وبلاگ hot land خوش آمدید!

 

                               اینجا یه سری قوانینی داره که بهتون میگم:

 

1_لطفا برای هر پستی که میزارم میخوام نظرتونو درباره اون پستم بدونم!

 

2_نظراتتون فقط درباره پستی که میزارم باشه!

 

3_هر سوالی که درباره وبلاگم باشه میتونید بپرسید!

 

4_لطفا نظر خصوصی هم نفرستید!

 

5_من هر روز پست های جدید میزارم پس منتظر نظراتتون هستم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 10 دی 1393 :: نویسنده : shahin poursafar




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 مرداد 1393 :: نویسنده : shahin poursafar
انواع داداش ( طنز)

 

طنز جالب و باحال انواع داداش برای برخی دخترا ، اصولا برخی دخترهای این زمونه هفت – هشت نوع داداش دارند.

 

هر کدوم از داداشاشونو هم واسه یه کاری میخوان.

 

داداش شماره یک: بچه پولدار
ماشین داره، رستوران خوب میرن باهم! اینترنت 24 ساعته مجانی هم بعنوان اشانتیون بهشون میده.

 

داداش شماره دو: یه پسر رومانتیک
خوراک درددل بشینن نصفه شبها با هم درد دل کنن و گریه کنن با هم.

 

داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم
هر پسری بخواهد تو اینترنت اذیتشون کنه، خان داداش جون حالشو میگیره.

 

دادش شماره چهار: از نوع هنری
خوراک رفتن باهم به سینما، تئاتر و موزه و محافل نقد فیلم. بلیط جشنواره فجرشون تضمینیه. موهای این مدل داداش ترجیحا بلنده. به اضافه ریشهایی مدلدار!

 

داداش شماره پنج: خوش تیپ
خوراک اینه که ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه کنین، چه داداش جیگری دارم! داداش من خیلی خوش تیپه!

 

داداش شماره شش: بچه معروف
هر هفته پنجشنبه ها یه پارتی دعوتت می کنه. رقصشم خوبه. همه مدله بلده برقصه!

 

داداش شماره هفت: متخصص کامپیوتر
هر وقت کامپیوترت خراب شد و گند زدی به سر تا پای سخت افزار و نرم افزار و هرچی افزار داداش جونت میاد برات درست میکنه!

 

داداش شماره هشت: بچه مثبت
بچه مودبیه، وقتی میری باهاش بیرون لپهاش سرخ میشه.مامانت عاشق این جور پسراست...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حکایت داور و دارو!
شنیدم که یک داور گوشت‌تلخ
قضاوت همی‌کرد در لیگ بلخ!
آوانتاژ را کرده کلاً رها

خطا می‌گرفتی ز باد هوا
نبودی به هنگام بازی حلیم
بدادی فقط قرمزِ مستقیم!
ز ترسش نیارست کردن نگاه

به چشمان او صاحبِ باشگاه!
نه اهل تعامل نه اهل تماس
تو گویی که ضد بود با اسکناس!
(گر اینها شود جمع در داوری

شود داوری شغلِ درد آوری!)
قضا را به پارتی دو تن نانجیب
خوراندند او را دوایی عجیب
در اول دچارِ کمی رعشه شد

سپس نشئه-یعنی همان «نعشه»(!)-شد!
چه دارو کزآن داورِ تیز خشم
فسرد و پس از آن فقط گفت: چشم!
به کرّات غش کرد در داوری

گهی اینوری و گهی آنوری
در این مستطیل طویل و عریض
بخواهم ز حق: اشفِ کُلَّ مریض!
لیلی نوین!

شنیدم که لیلی سیه‌فام بود
ز چاقی حسابی بداندام بود
دو ماهی کِرم زد به رخسار خویش
به لیزر ز رخ برد آثارِ ریش(!)
کمربند بر اِشکَمَش بست سفت

سه‌ماهی رژیم غذایی گرفت
چنانش رژیم و کِرِم داد حال!
که شد لاغر و ماه، عین هلال
سپس شاد‌دل سوی مجنون شتافت

ولیکن از او التفاتی نیافت
بگفت:«این منم «های»! لیلای تو!
به او گفت:«خانم، مزاحم نشو!
مگر خود نداری برادر-پدر؟

برو پردۀ شرم مردم مدر!
نگاری که از بنده دل برده بود
تپل بود، ضمنا سیه‌چرده بود!

برو ردّ کار خود ای پیرزن!
تو عنتر کجا و دل‌آرای من؟»
رخ پر کِرِم شد به آنی بنفش

درآورد از پای خود لنگه کفش
زدش ضربۀ سخت و جانانه‌ای
که:«بی‌جنبه، الحق که دیوانه‌ای!»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 مرداد 1393 :: نویسنده : shahin poursafar
تاریخچه تقلب و روش های مختلف آن!! طنز
 
این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد.
 
تاریخچه تقلب از جایی شروع می شود که حسن کچل برای نخستین بار به مکتب رفت. از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهیانه کودکان مکتب بود؛ لیکن حسن کچل از روی تنبلی چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکته ای بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر دشت کند.

این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد. البته این تقلب باروش های بسیار ابتدایی (در مقابل ترفند های کنونی ) صورت گرفت . بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را کش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد .

روش های نوشتاری
1- نوشتن روی کف پا ، پس کله ، پشت گوش و …
2- نوشتن روی دیوار ، روی میز ، پشت نیمکت ، زیر نیمکت ، پشت لباس یا مانتوی دانش آموز جلویی ، …
3- نوشتن به روی دستمال کاغذی ، پاکت نامه ، …
4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در حفره های مختلفی از جمله بینی ، دهن ، گوش ، فک پایین ، دریچه آئورت ، …

روش های باکلاس
1- استفاده از ماشین حساب مهندسی
2- استفاده از موبایل
3- استفاده از آیینه ، موچین ، لوازم آرایشی ، فیلم ، عکس ، …

روش های بی کلاس
1- شیره مالیدن بر سر یکی از بچه درس خون ها
2- خم کردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو

توجه :
اگه در این امر تبحر کافی ندارید ، اصلاً سمت این کار نرید ؛ که عواقبی جز‌ء ضایع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .تاریخچه تقلب از جایی شروع می شود که حسن کچل برای نخستین بار به مکتب رفت. از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهیانه کودکان مکتب بود؛ لیکن حسن کچل از روی تنبلی چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکته ای بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر دشت کند.

این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد. البته این تقلب باروش های بسیار ابتدایی (در مقابل ترفند های کنونی ) صورت گرفت . بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را کش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد .

روش های نوشتاری
1- نوشتن روی کف پا ، پس کله ، پشت گوش و …
2- نوشتن روی دیوار ، روی میز ، پشت نیمکت ، زیر نیمکت ، پشت لباس یا مانتوی دانش آموز جلویی ، …
3- نوشتن به روی دستمال کاغذی ، پاکت نامه ، …
4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در حفره های مختلفی از جمله بینی ، دهن ، گوش ، فک پایین ، دریچه آئورت ، …

روش های باکلاس
1- استفاده از ماشین حساب مهندسی
2- استفاده از موبایل
3- استفاده از آیینه ، موچین ، لوازم آرایشی ، فیلم ، عکس ، …

روش های بی کلاس
1- شیره مالیدن بر سر یکی از بچه درس خون ها
2- خم کردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو

توجه :
اگه در این امر تبحر کافی ندارید ، اصلاً سمت این کار نرید ؛ که عواقبی جز‌ء ضایع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

 

یادتونه گفتیم مورد داشتیم پسره جوراباش صورتی و گل گلی بوده؟  اینم عکسش نگید خالی بستیم جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی + عکس

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

خانوم اولی: ما دیگه برای این مرحله ی یارانه ثبت نام نکردیم…
خانوم دومی: وا! یعنی مرحله ی قبل میگرفتین؟!
خانوم سومی: حالا این یارانه یارانه که میکنین اصن چی هست؟!!!! 

___
___

دختر میشناسم وقتی واسش خواستگار میاد فیسبوک دی اکتیو میکنه، وقتی میره باز اکتیو میکنه. یه چیزی شبیه توقف غنی سازی اورانیوم در برابر بازرسان آژانس

__

من تا سیم کارتمو شارژ میکنم این ایرانسل هزارتا نقشه میکشه تا از چنگم درارش

ایرانسل ، ساعت ۷ صبح:

تنها با ۵۰۰ تومان برنده خودروی بی ام و باشید

ایرانسل ، ساعت ۲ ظهر :

تنها با ۲۵۰ تومان از تیم محبوبتان حمایت کنید

ایرانسل ، ساعت ۱۲ شب :

شما یک آهنگ پیشواز رایگان برنده شدید.هنوز دیر نیست برای شرکت در قرعه کشی.تنها با ۱۰۰ تومان

بعد دیگه ایرانسل عصبی شد اس داد : به من بگو پس با اون ۵۰۰۰ تومنی که امروز خطت رو شارژ کردی میخوای چیکااااااااااااار کنی هاااا !؟

___
___

به خدا خود این شرکتای تولید لوازم آرایشی هم راضی نیستن ملت اینقده آرایش کنن

اصلا سطح انتظاراتشون اینقد بالا نیست

___
___

خیلی هم عاااالیی…جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی + عکس

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
:: مجله مراحم ::
___

بعضی از خانم‌ها هم هستن با گفتن این جمله که

“والا هرچی زشت تر باشی شانست بیشتره”

خودشون رو در دسته بد شانس‌ها جا میدن تا از زشتی تبرئه بشن!

___
___

وقتی با gf/bf ات به هم میزنی نه حرص بخور نه ناراحت شو نه بی تربیتی کن

بذار بره

فقط ۲ ساعت بعد بهش اس بده بگو داری چند تا اس عشقولانه برام بفرستی ؟

لازم دارم!

___
___

ینی هیچ گچ کاری هم نمیتونه اینجوری طرح بزنه !

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

غضنفر از جهنم سرشو میکنه تو بهشت میگه آب جوش نمیخواین؟ همه میگن: نه

غضنفر میگه: پس من یه موز برداشتم.جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی + عکس
 

___
___

طرف وضعییت فیسبوکش رو از حالت مجرد به حالت طلاق درآورده!
یاد تصعید (تبدیل جامد به گاز) تو فیزیک افتادم!!!!

___
___

یکی از آرزوهام اینه که وقتی یه عکسی رو تو گوشیم نشون کسی میدم، هی نزنه چپو راست بقیه عکسا رو هم ببینه.. آلبوم عروسی باباتو ندادم دستت که!!

___
___

مارک زاکربرگ مالک فیس بوک هم مثه ارسطو زن چینی گرفته !

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

یه ایرانی رفته براش کامنت گذاشته: خاک بر سرت با این انتخابت. یه سر به پیج دافا میزدی

___
___

 

یه چیزیم داریم به نام شکاف طبقاتی… یعنی اول ترک بود، بعد قاچ خورد، الان کلا شکافته !
شکل ایجادشم اینجوریه که یه عده کار میکنن، هی میرن پایینتر !…یه عده کار نمیکنن، هی میان بالاتر !…
البته مسئولین چند ساله که میخوان یه جوری این شکافو پر کنن… منتها یه روز بیل نیست !… یه روز خاک نیست !… یه روز مسئول مربوطه گرفتاره !

شوخی کردم – مهران مدیری

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

قانون نانوشته ویژه دخترها :

به محض اینکه لاک میزنی

بیشتر از هر وقت دیگه ای به دستات احتیاج پیدا میکنی ! :-( 

___
___

همسایمون برای دخترش پرشیا صفر خریده
 

فک کنم دیگه وقتشه از تنهایی درش بیارم ، سایه ام رو سرش باشه ! (پز) 

___
___

ابتکار دانشجو های ایرانیجدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی + عکس

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

ﺍﻣﺮﻭﺭ ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﻮﺵ ﺭﻧﮓ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ

ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ

ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺧﻂ ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦ

ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : خاک برمخت ، ﻧﺪﯾﺪ ﺑﺪﯾﺪﺍ ﺍﯾﻦﮐﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻦ

ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺍﻟﺤﺴﻮﺩ ، ﻻﯾﺴﻮﺩ ، لامرض

هیچى دیگه ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ باهم ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻥ

که یهو ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪ ﺑﻬﺶ ﺯﺩ ﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻠﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪیم فرار کردیم

___
___

امروز تو حموم یهویی زدم زیر آواز بابام برگشته میگه:زهر خر کره مار!!!!!!!!!!!!!

منظورش همون زهر مار کره خر بود

___
___

سلامتی پسری که وقتی داشت داخل پاساژ گشت میزد چشمش افتاد به دو تا دختر، سرشو انداخت پایین :چون دو تا خوشگلترش از طبقه پایین داشتن رد میشدن .

___
___

۱۳۴۰ فرزند کمتر زندگی بهتر
۱۳۶۰ فرزند بیشتر زندگی بهتر
۱۳۷۰ فرزند کمتر زندگی بهتر
۱۳۹۳ فرزند بیشتر زندگی بهتر
مسئولین به نتیجه برسن چیکار کنیم بالاخره؟

___
___

جمع مون جمع بود خرمون کم بود…

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

اصن ملتمون ابتکار به خرج میدن در حد گلگسی

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

آیا میدونستید یک پلیس راهنمایی و رانندگی اگر در اماکن عمومی بشینه و مافوقش ببینه 24 ساعت بازداشگاه باید بره؟

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

بهبه عجب یخیچالی پر باریجدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی + عکس

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

لاک فروشی با تخفیف روز پدر!!!جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی + عکس

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

آموزش ساخت سینمای خانواده با گوشی موبایل

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

عکس خیلی تلخیه

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس

___
___

عشق و صفا و زندگی یعنی این:

جدیدترین لطیفه ها و طنزهای فیس بوکی +  عکس





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 شوخی های جالب و خنده دار شبکه های اجتماعی (58)
 
لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.
 
هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده. اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.

1- میتونی خودتو خر کنی ... داغون کنی ... بدبخت کنی ... اما نمی تونی خودتو بغل کنی ... آروم کنی ... از تنهایی دربیاری

2- قیافه ساقه طلایی یه جوریه که انگار زیر دست ناپدری بزرگ شده!

3- کسی که هدفون رو اختراع کرد احتمالا قصدش نشنیدن صدای دیگران بوده، بعد گفته حالا یه آهنگی هم پخش شه بد نیس.

4- تاکیدی که یه عده موقع عکس گرفتن روی بازوهاشون دارن، هیتلر تو جنگ جهانی دوم روی سیبیلاش نداشت!

5- حالا یه بار هم شرایط بیاد خودش رو با ما وفق بده. چی می شه؟ می میره؟

6- از آینه بپرسی می گه خوشبخت خیلی کمه، از دوربین عکاسی بپرسی می گه مالاشا همه خوشبختن.

7- یه جوری می گن دود از عمر آدم کم می کنه که حالا انگار هر کی بیشتر عمر کنه برنده س.

8- گوگل اگه ایرانی بود، وقتی یه چیزی رو سرچ می کردی اول می پرسید «می خوای چیکار؟» بعد که توضیح می دادی می گفت «حالا خیلی واجبه؟» اگه جوابت مثبت بود می گفت «خعله خب بابا!»

9- یه دسته از پشه ها پشه نیستن که، عقابن تو لباس پشه، گرگن تو لباس پشه، مارن تو لباس پشه!

10- یه بار هم سر کلاس خوابم برده بود، استاد اومد بالا سرم گفت خواب بودی؟ منم هول شدم گفتم نه استاد دراز کشیده بودم!

11- پیتزا اگه یاد بگیره یه کم یواش تر سیر کنه، خوب غذایی می شه.

12- کل عمرمون دپرسیم بعد تو اعلامیه وفاتمون می زنن شادروان!

13- چرا باید خردل اسم یه سس باشه ولی بزدل اسم یه فحش؟ آخه بین خر و بز هم تبعیض؟

14- روی زمینی زندگی می کنیم که خودش رو جو گرفته، دیگه وای به حال ساکنانش.

15- اوضاع مالیم یه جوری شده که نمی دونم اون گوشی 700 تومنیه رو نخرم یا اون 900 تومنی رو؟

16- اون موقع ها که میلیون پول بود، ما اون میلیون رو نداشتیم. حالا که میلیارد پوله هم ما هنوز اون میلیون رو نداریم.

17- یه قانونی هم هست بین ما که میگه اگه ما به وسیله ای نیاز داشتیم و او وسیله دور بود، دیگه به اون وسیله نیاز نداریم!

18- آقا این بچه های مردم کی ان که همه ازشون راضی ان؟

19- به راننده تاکسیه پول دادم، برگشت گفت یه نفری؟ گفتم خیلی وقته ... گفت بِبُر صداتو، خرد بده پول خرد ندارم!

20- رادیو می گفت به خرگوش هویج ندین، واسش خوب نیست. آخه مگه ما چقدر از خرگوش می دونستیم که اونو هم گند زدی توش؟!

21- شانس در خونه بقیه رو که می زنه با کله می ره تو، اون وقت در ما رو که می زنه فرار می کنه.

22- یکی از بچه های دانشگاه یه نمه داستان نوشته و چاپ کرده، حالا اومده تو فیس بوک مرگ «همکارش» مارکز رو تسلیت می گه!

23- من خودم یه سری برنامه کوتاه مدت دارم و یه سری برنامه بلند مدت. برای کوتاه مدتا وقت ندارم و برای بلندمدتا حوصله. خلاصه واسه همینه که هیچ وقت پیشرفت چشمگیری نمی کنم!

24- این مجریای تلویزیون رو دیدی که آخر برنامه می گن هفته دیگه همین روز و همین ساعت منتظر ما باشین؟ خب آخه اگه هفته دیگه همین ساعت بیایم که آخر برنامه می رسیم دانشمند!

25- همیشه می گن شکست مقدمه پیروزیه، فقط نمی دونم ما کی می خواهیم از دور مقدماتی صعود کنیم.

26- از این چشم بندای خواب گرفتم که خارجیا می زنن و راحت می خوابن ولی من هر وقت اینو می زنم به چشمم منتظرم یکی بیاد گلومو بگیره خفه م کنه!

27- به طور حتم قضیه از یه جایی آب می خوره، وگرنه تا حالا از تشنگی هلاک شده بود.

28- آقا چه جوریه که همیشه «الان» وقتش نیست؟

29- اصلا پاک کن آفریده شده بود که یا گم شه، یا نصف شه، یا دزدیده شه و کلا هیچ وقت به دست صاحبش به اتمام نرسه!

30- شما یه استکان خون بگیر بذار رو تاقچه، اگه پشه ها لب زدن! نامردا فقط نان داغ کباب داغ از گلوشون پایین می ره!

31- کوهنوردی خیلی خوبه فقط حیف یه کم دوره

32- دم بازی های کامپیوتری گرم که یادم دادن هر وقت دشمن دیدم یعنی دارم راهو درست می رم.

33- من اسم بچه مو می ذارم New folder، بزرگ شد خودش اسمشو هر چی دوست داشت بذاره.

34- آیا می دانستید وقتی اژدها تو چشمش آشغال بره می میره؟ چون به یه اژدهای دیگه میگه بیا تو چشمم فوت کن بعد چون فوتش آتیشه کلا کله اش می سوزه!

35- کامنت گذاشتنای بعضیا هم مث مراسم تشییع جنازه می مونه باید تو مراسمشون شرکت کنی تا تو مراسمت شرکت کنن!

36- یکی از آرزوهام اینه که وقتی یه عکسی رو تو گوشیم نشون کسی می دم، هی نزنه چپ و راست بقیه عکسا رو هم ببینه... آلبوم عروسی باباتو ندادم دستت که!

37- به امید روزی که ملت فهیم بفهمند وقتی تلفن آنتن نمی ده داد زدن شون پشت تلفن مشکلی را حل نمی کنه.

38- من همیشه این یارانه با رایانه و رخشان بنی اعتماد و پوران درخشنده و ابوالفضل پورعرب و فریبرز عرب نیا و طرف صحیح فلش مموری رو با هم اشتباه می گیرم.

39- آقای مجری: چرا اسم بچتو گذاشتی بچه فامیل؟

فامیل دور: آخه فکر کردم دیدم هر چی بذارم آخرش به همینجا می رسه...
مثلا اگه بذارم کامی میگن کدوم کامی؟ باید بگیم بچه فامیل... گفتم چه کاریه خب از همون اول اسمشو می ذارم بچه فامیل دیگه!هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده. اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.

1- میتونی خودتو خر کنی ... داغون کنی ... بدبخت کنی ... اما نمی تونی خودتو بغل کنی ... آروم کنی ... از تنهایی دربیاری

2- قیافه ساقه طلایی یه جوریه که انگار زیر دست ناپدری بزرگ شده!

3- کسی که هدفون رو اختراع کرد احتمالا قصدش نشنیدن صدای دیگران بوده، بعد گفته حالا یه آهنگی هم پخش شه بد نیس.

4- تاکیدی که یه عده موقع عکس گرفتن روی بازوهاشون دارن، هیتلر تو جنگ جهانی دوم روی سیبیلاش نداشت!

5- حالا یه بار هم شرایط بیاد خودش رو با ما وفق بده. چی می شه؟ می میره؟

6- از آینه بپرسی می گه خوشبخت خیلی کمه، از دوربین عکاسی بپرسی می گه مالاشا همه خوشبختن.

7- یه جوری می گن دود از عمر آدم کم می کنه که حالا انگار هر کی بیشتر عمر کنه برنده س.

8- گوگل اگه ایرانی بود، وقتی یه چیزی رو سرچ می کردی اول می پرسید «می خوای چیکار؟» بعد که توضیح می دادی می گفت «حالا خیلی واجبه؟» اگه جوابت مثبت بود می گفت «خعله خب بابا!»

9- یه دسته از پشه ها پشه نیستن که، عقابن تو لباس پشه، گرگن تو لباس پشه، مارن تو لباس پشه!

10- یه بار هم سر کلاس خوابم برده بود، استاد اومد بالا سرم گفت خواب بودی؟ منم هول شدم گفتم نه استاد دراز کشیده بودم!

11- پیتزا اگه یاد بگیره یه کم یواش تر سیر کنه، خوب غذایی می شه.

12- کل عمرمون دپرسیم بعد تو اعلامیه وفاتمون می زنن شادروان!

13- چرا باید خردل اسم یه سس باشه ولی بزدل اسم یه فحش؟ آخه بین خر و بز هم تبعیض؟

14- روی زمینی زندگی می کنیم که خودش رو جو گرفته، دیگه وای به حال ساکنانش.

15- اوضاع مالیم یه جوری شده که نمی دونم اون گوشی 700 تومنیه رو نخرم یا اون 900 تومنی رو؟

16- اون موقع ها که میلیون پول بود، ما اون میلیون رو نداشتیم. حالا که میلیارد پوله هم ما هنوز اون میلیون رو نداریم.

17- یه قانونی هم هست بین ما که میگه اگه ما به وسیله ای نیاز داشتیم و او وسیله دور بود، دیگه به اون وسیله نیاز نداریم!

18- آقا این بچه های مردم کی ان که همه ازشون راضی ان؟

19- به راننده تاکسیه پول دادم، برگشت گفت یه نفری؟ گفتم خیلی وقته ... گفت بِبُر صداتو، خرد بده پول خرد ندارم!

20- رادیو می گفت به خرگوش هویج ندین، واسش خوب نیست. آخه مگه ما چقدر از خرگوش می دونستیم که اونو هم گند زدی توش؟!

21- شانس در خونه بقیه رو که می زنه با کله می ره تو، اون وقت در ما رو که می زنه فرار می کنه.

22- یکی از بچه های دانشگاه یه نمه داستان نوشته و چاپ کرده، حالا اومده تو فیس بوک مرگ «همکارش» مارکز رو تسلیت می گه!

23- من خودم یه سری برنامه کوتاه مدت دارم و یه سری برنامه بلند مدت. برای کوتاه مدتا وقت ندارم و برای بلندمدتا حوصله. خلاصه واسه همینه که هیچ وقت پیشرفت چشمگیری نمی کنم!

24- این مجریای تلویزیون رو دیدی که آخر برنامه می گن هفته دیگه همین روز و همین ساعت منتظر ما باشین؟ خب آخه اگه هفته دیگه همین ساعت بیایم که آخر برنامه می رسیم دانشمند!

25- همیشه می گن شکست مقدمه پیروزیه، فقط نمی دونم ما کی می خواهیم از دور مقدماتی صعود کنیم.

26- از این چشم بندای خواب گرفتم که خارجیا می زنن و راحت می خوابن ولی من هر وقت اینو می زنم به چشمم منتظرم یکی بیاد گلومو بگیره خفه م کنه!

27- به طور حتم قضیه از یه جایی آب می خوره، وگرنه تا حالا از تشنگی هلاک شده بود.

28- آقا چه جوریه که همیشه «الان» وقتش نیست؟

29- اصلا پاک کن آفریده شده بود که یا گم شه، یا نصف شه، یا دزدیده شه و کلا هیچ وقت به دست صاحبش به اتمام نرسه!

30- شما یه استکان خون بگیر بذار رو تاقچه، اگه پشه ها لب زدن! نامردا فقط نان داغ کباب داغ از گلوشون پایین می ره!

31- کوهنوردی خیلی خوبه فقط حیف یه کم دوره

32- دم بازی های کامپیوتری گرم که یادم دادن هر وقت دشمن دیدم یعنی دارم راهو درست می رم.

33- من اسم بچه مو می ذارم New folder، بزرگ شد خودش اسمشو هر چی دوست داشت بذاره.

34- آیا می دانستید وقتی اژدها تو چشمش آشغال بره می میره؟ چون به یه اژدهای دیگه میگه بیا تو چشمم فوت کن بعد چون فوتش آتیشه کلا کله اش می سوزه!

35- کامنت گذاشتنای بعضیا هم مث مراسم تشییع جنازه می مونه باید تو مراسمشون شرکت کنی تا تو مراسمت شرکت کنن!

36- یکی از آرزوهام اینه که وقتی یه عکسی رو تو گوشیم نشون کسی می دم، هی نزنه چپ و راست بقیه عکسا رو هم ببینه... آلبوم عروسی باباتو ندادم دستت که!

37- به امید روزی که ملت فهیم بفهمند وقتی تلفن آنتن نمی ده داد زدن شون پشت تلفن مشکلی را حل نمی کنه.

38- من همیشه این یارانه با رایانه و رخشان بنی اعتماد و پوران درخشنده و ابوالفضل پورعرب و فریبرز عرب نیا و طرف صحیح فلش مموری رو با هم اشتباه می گیرم.

39- آقای مجری: چرا اسم بچتو گذاشتی بچه فامیل؟

فامیل دور: آخه فکر کردم دیدم هر چی بذارم آخرش به همینجا می رسه...
مثلا اگه بذارم کامی میگن کدوم کامی؟ باید بگیم بچه فامیل... گفتم چه کاریه خب از همون اول اسمشو می ذارم بچه فامیل دیگه!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 مرداد 1393 :: نویسنده : shahin poursafar
معنای جدید کلمات به زبان طنز

رئیس : شخصی که اول است وقتی تو تاخیر داری و تاخیر دارد وقتی که تو اول هستی .

 

دکتر : شخصی که مریضت رو با قرص و خودت رو با صورتحساب می کشد.

 

ادبیات روم باستان : کتابی که مردم پرستش می کنند ولی نمی خوانند.

 

خنده : منحنی که بسیاری از مسائل را بی پرده مشخص می کند.

 

اداره : یه جای برای استراحت بعد از یک کار فعال خانگی.

 

خمیازه : تنها زمانیکه بعضی آقایون می تونند دهانشون رو باز کنند.

 

و غیره : یه علامتی برای متقاعد کردن دیگران که شما واقعا بیش از اونیکه انجام دادین می دونین .

 

تجربه : نامی که مردم بر روی خطا هایشان میزارند

 

بمب اتمی: یک اختراعی برای ختم غائلهء تمام اختراعات.

 

مدرسه : یه جاییکه پدر پول پرداخت می کند و پسر بازی می کند.

 

بیمه ء عمر : یک قراردادی که شما رو در طول زندگی نیازمند می کند ودر موقع مردن ثروتمند.

 

پرستار : شخصی که از خواب بیدار می شود و به شما قرص خواب آور می دهد.

معنای جدید کلمات به زبان طنز

ازدواج : یک توافقنامه ای که در آن مرد درجه لیسانسش را از دست میدهد (معنی لیسانس و تجرد در انگلیسی به یک معنیه و اشاره به اون دارد) و خانم درجهء استادی را کسب می کند.

 

طلاق : وخامت آیندهء ازدواج

 

اشک : یک نیروی هیدرولیک که در آن قدرت ارادهء جنس مذکر بوسیلهءقدرت آب جنس مونث شکست می خورد.

 

سخنرانی : یک هنر انتقال اطلاعات از نتهای سخنران به نتهای دانشجویان بدون اینکه به ذهنهای هر کدام خطور کنه.


کنفرانس : یک اغتشاشی که یک شخص توسط تعدادی حضار ضرب و شتم میشه.

 

مصالحه : هنر تقسیم یک کیک به روشی که هر کسی فکر کنه بزرگترین تکه رو دریافت کرده است.

 

دیکشنری : جاییکه نتیجه قبل از کار می آید.

 

اتاق کنفرانس : جائیکه همه صحبت می کنند و هیچ کسی گوش نمی دهد و بعدا هر شخصی عدم موافقت اعلام می کند.

 

پدر : یک بانکر که ذاتا تامین شده است .

 

جنایتکار : شخصی که استراحت مفهومی ندارد مگر اینکه دچار سرفه شود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 فروردین 1393 :: نویسنده : shahin poursafar
کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه
 

کاریکاتور انصراف از یارانه ها

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتور انصراف از یارانه ها

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتور انصراف از یارانه ها

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتور انصراف از یارانه ها

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتور انصراف از یارانه ها

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتور انصراف از یارانه ها

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتور انصراف از یارانه ها

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتور انصراف از یارانه ها

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتور انصراف از یارانه ها

کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

کاریکاتور انصراف از یارانه ها


کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 5 مهر 1392 :: نویسنده : shahin poursafar

ساپورته پسرونه که اومد … کلیپس پسرونه نیاد صلوات …‬


* * *


دارم خنده بازار رو با دیال آپ دانلود میکنم فکر کنم نوه هام ببیننش !!!




* * *

سوالی که ذهن منو سرویس کرده اینه که جداً شمالیا تعطیلات کجا میرن ؟


* * *



دیروز یه دونه از این تی شرت های تور توری گرفتم
حالا بابام گیر داده میگه:اینو نصف قیمت خریدی!!!

* * *


یادمان باشد :زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست
زنگ بعد حساب داریم

* * *


به بعضی از این پسرا هم باید بگی :
ﺷﻤﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭتو ﺑﮑﺶ ﺑﺎﻻ ، ﭘﺮﭼﻢ ایشالا بمونه واسه مرحله بعد …


* * *

وقتی پنج ثانیه قبل از آلارم موبایل بیدار می شم و اونو خاموش می کنم احساس می کنم بمب خنثی کردم


* * *


تو کنترل تلویزیون دوسال پیش یه باتری گذاشتم، از بس کوبیدمش منو که میبینه کار میکنه


* * *

مورد داشتیم دختره به خاطر کلیپس توی ماشین جا نشده ، مجبور شدن عین لوله پولیکا کلشو یه وَرَکی از پنجره بندازن بیرون !

* * *

امـروز تـو خیـابـون یـه دخـتـره رو دیـدم انـدازه ی یـه پـسـر آرایـش کـرده بـــود

* * *

دقت کردین همون قدر که باباها سعی می کنن کولر رو خاموش کنن ، مامانا سعی می کنن در اتاق بچه ها رو باز بزارن !






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 4 مهر 1392 :: نویسنده : shahin poursafar

طنز جالب فک و فامیله داریم ...؟! (6)

 

از افتخارات ِ مادربزرگم اینه که دووس پسر نداشته
خب وقتی در سن 10 سالگی ازدواج کردی
دلت می خواسته دووس پسر هم داشته باشی ؟

 

********فک و فامیل داریم********

 

داشتم ماشین رو دنده عقب می‌آوردم تو حیات
مادرم اومده فرمون میده … بیا … بیا … بیا … نیا !
لوله آب شیکست خاک به سر !

 

********فک و فامیل داریم********

 

بابام بهم گفت پدر سگه کره خر !

دچار بحران شخصیتی شدم چطور همچین چیزی ممکنه؟

 

 

********فک و فامیل داریم********

 

زن داداشم برگشته به داداشم می گه :
اگه چی بشه تو منو می بری طلاق می دی ؟
داداشم خیلی جدی برگشته می گه :
اگه سکه برگرده به همون ۴۰۰ تومن !

فک و فامیله داریم ؟

 

********فک و فامیل داریم********

 

با کلی شوق و ذوق رفتم خونه
می گم پدر جان استادمون گفت بین همه ی کلاس ها من بالاترین نمره رو گرفتم
می گه : ببین دیگه بقیه چقدر خنگن
فک و فامیله داریم ؟

 

********فک و فامیل داریم********

 

یه فامیل داریم اون زمان که جومونگ نشون می داد
۱۴ هزار تا صلوات نذر کرده بود که جومونگ نمیره
فک و فامیله داریم ؟

 

********فک و فامیل داریم********

 

با بابام تو یه ماشین بودیم
بعد ۲ نفر خارجی‌ سوار شدن
بابام رفت بپرسه اهل کجایین؟
خیلی‌ با اعتماد به نفس با یه لحن سوالی‌ گفت: mede in ؟
فک و فامیله ما داریم ؟

 

********فک و فامیل داریم********

 

مامانم هر وقت پشت تلفن می خواد با خالم تیریپ صمیمیت برداره
می گه جوجه هات (بچه هات) چی کار می کنن
خاله منم می گه خوبن توله تو چی کار می کنن
فک فامیله ما داریم؟

 

********فک و فامیل داریم********

 

ما یه رسم خانوادگی داریم اونم اینه که وقتی سفره غذا رو پهن می کنیم
یا آب میاریم لیوان نمیاریم یا لیوان میاریم آب نمیاریم
این رسم در کل فامیل ما هستش و نسل به نسل منتقل میشه.
کلا خود درگیری داریم!

 

********فک و فامیل داریم********

 

کل فامیل می دونن که من تیک دارم دست خودم نیست چشمک می زنم
وقتی میرم پیش خالم هر یک ربع  نیم ساعت بهم می گه چیه خاله کاری داری؟
فک و فامیل داریم؟

 

********فک و فامیل داریم********

 

برادر زادم چهار سالشه زنگ زده می گه
عمه اون اسباب بازیه که گفتم حتما برام بخری ها
اگه یادت رفت زنگ بزن بهم تا یادت بیارم

 

********فک و فامیل داریم********

 

به مامانم می گم بزرگترین آرزوت چیه؟
می گه : بزرگ بشی زود زنت بدم با زنت دعوا کنم
حوصلم از این یک نواختی زندگی سر رفت
فک فامیله ما داریم؟

 

********فک و فامیل داریم********

 

 بابام هرشب که میخاد بخوابه میاد دره اتاقه هرکدوم از ما (سه تا خواهریم) میگه فردا میرید دانشگاه؟
می گیم نه فعلا تعطیله بعد صبح ساعت 6 میاد سه تامونو بیدارمی کنه میگه کلاس ندارید!
دیرتون نشه! بابائه دارم؟ فک و فامیله داریم؟

 

********فک و فامیل داریم********

 

زنداداشم جلو روی من به بچش میگه تو روح عمـــــــــــــت !

 

********فک و فامیل داریم********

 

بابام اومده باد انداخته تو غبغبش می گه برو چک کن برات یه ایمیل فرستادم
رفتم چک کردم میبینم یه ایمیل خالی زده سابجکتشو گذاشته ما میتوانیم
بابائه داریم ؟
فک و فامیله داریم؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 4 مهر 1392 :: نویسنده : shahin poursafar

روزهای مدرسه (طنز)

 

خارج از مدرسه (کافه)
تقلب (چشمهایم برای تو)
روز امتحان (روز واقعه)
زنگ زیست (معنی عشق)
کیف مدرسه (محموله)
اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)
نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)
معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)
زنگ تفریح (حمله به توالت)
مدیر مدرسه (پدر سالار)
پنج شنبه (خانه دوست کجاست)
جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)
میز آخر (بهشت پنهان)
پای تخته (قتلگاه)
ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)
کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)
تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)
نمره ۲۰ (آرزوی محال)
گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)
امتحان شهریور (شانس زندگی)
فضول کلاس (کارآگاه ویژه)
معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)
بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)
شب امتحان (وصیت نامه)
قبولی شهریور (بازگشت به خانه)
تقلب کردن (بی تو هرگز)
زنگ کلاس (دیدار ارواح)
مدرسه (چوبه دار)
زنگ ورزش (امید دانش آموز)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



هنگام عبور از خیابان

خانم ها

سمت راست را نگاه می كنند.
سمت چپ را نگاه می كنند.
از خیابان رد می شوند.

آقایان

سمت راست را نگاه می كنند، ماشین می آید .
فاصله ماشین با خودشان را با چشم اندازه می گیرند و چون همگی راننده های قابلی هستند با سرعت وارد خیابان می شوند .
راننده به شدت ترمز می كند.
مرتیكه مگه كوری؟ (راننده می گوید)
در حالی كه از روی میله های وسط خیابان می پرد می گوید: كور خودتی گاری چی!
بدون اینكه سمت چپ را نگاه كند می دود آن سمت خیابان.
هنوز هم صدای بوق ماشین هایی كه به خاطر این آقا ترمز كرده اند به گوش می رسد.


هنگام رانندگی

خانم ها

بنزین را چك می كنند.
روغن ماشین را چك می كنند.
ترمز دستی را پایین می كشند.
با سرعت مطمئنه حركت می كنند.
پشت چراغ قرمز ها می ایستند.
به عابر پیاده احترام می گذارند.

آقایان

وسط راه بنزین تمام می كنند.
وقتی دود از لاستیك هایشان بلند شد به یاد می آورند كه ترمز دستی را نكشیده اند.
چراغ قرمز را مهترین معضل اتلاف وقت و عمر می دانند.
عابر پیاده موجودی مزاحم و مختل كننده عبور و مرور است.
و از همه مهمتر: بوق مهترین اختراع بشر بعد از برق به حساب می آید.


هنگام صرف غذا

خانم ها

مرتب پشت میز می نشیند.
مقدار كمی غذا می كشند.
به آرامی غذا می خورند.
تنها نوك قاشق را در دهان می كنند.

 
آقایان

تا جایی كه بشقاب جا دارد غذا می كشند.
به سرعت غذا را می بلعند، در حالی كه قاشق را تا دسته در دهان می كنند.
صدای برخورد قاشق با دندانهایشان موسیقی گوش نوازی است.
بعد از دو بار پر كردن بشقاب، بالاخره كمی سیر می شوند.


هنگام مهمانی رفتن

خانم ها

لباس نو می خرند.
به دقت حمام می كنند . لباس هایشان را اتو می كنند.
با دقت آرایش می كنند.
بهترین عطر را استفاده می كنند.
به دقت خود را در آیننه نگاه می كنند.
 و بالاخره رضایت می دهند كه خوشگلند!


آقایان

از یك ساعت قبل حاضرند و الان بر روی مبل خوابشان برده.


در پایان یك روز خسته كننده

خانم ها

بعد ازاینكه ظرفها را شستند.
آشپزخانه را تی می كشند.
غذای فردا را در یخچال می گذارند.
چراغ ها را خاموش می كنند.
كمی مطالعه می كنند.
می خوابند.

آقایان

بعد از اینكه شام خوردند چای می خورند.
كمی با چشمهای خواب آلود تلویزیون را نگاه می كنند.
بعد از اینكه دو سه بار كنترل تلویزیون از دستشان به زمین افتاد.
تلویزیون را خاموش كرده و به سمت رختخواب می روند و بدون آنكه
روتختی را بردارند می خوابند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقتی میگن زن شیطون رو هم درس میده قبول کنید (خنده دار)
 
زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟

شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است

پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد

پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد

سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن

زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :

چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد

سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم

و آن زن گفت :کمی صبر کن

نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!

شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟

آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت

همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش. و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد!!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 16 شهریور 1392 :: نویسنده : shahin poursafar
معنی لغت حیف نون (طنز)

چون خیلی زیاده برو ادامه مطلب...

فقط نظر یادت نره گلم...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آموزش جامع خواستگاری به هم زدن (طنـز)
 
در این نوشتار می خواهیم به شما راه هایی را آموزش دهیم که بتوانید مراسم خواستگاری تان را خراب کنید! طوری که اگر دختر هستید، داماد آینده، فراری شود و اگر پسر هستید، عروس آینده از این که فکر زندگی با شما را به سرش راه داده به خودش لعنت بفرستد. این راه ها ردخور ندارد؛ تضمینی است و همه آنها که پیش تر امتحان شان کرده اند هنوز هم در خانه پدر و مادرشان هستند و نتوانسته اند ازدواج کنند!

روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای پسران جوان

▪هر چند کلمه که حرف می زنید یک بار بادگلو کنید و بدن تان را بخارانید. این حرکت حتما تاثیر بدی بر دیگران می گذارد.

▪اگر روش قبلی موثر واقع نشد. از فرمول "جوراب های جادویی" استفاده کنید. بگذارید جوراب های تان یک هفته نشسته باقی بماند.

▪شب ها هم آنها را توی کتانی های ورزشی بچپانید و شب خواستگاری همان ها را بپوشید تا همه خانه بوی باقلی پخته بگیرد!

▪حتما شام بمانید حتی اگر سکوت سنگین و حرف ها، تمام شد شما همچنان بنشینید و لبخند بزنید و سرتان را تکان بدهید. بالاخره یکی از اعضای خانواده عروس خسته می شود و از جا بر می خیزد و این لحظه همان بزنگاهی است که باید بگویید "راضی به زحمت نیستیم... شام چرا... حالا وقت هست..." این طوری آنها ناچار می شوند به شما تعارف کنند و شما با کمال میل تعارف شان را می پذیرید.

▪جوری به خواستگاری بروید که انگار قبیله ای به خانه عروس حمله کرده است. همیشه زیاد باشید. قشون کشی کنید. هشت و نه نفر برای خواستگاری، عدد ناچیزی است اصلا نباید روی کمتر از ۱۵ نفر حساب کنید.

▪در خواستگاری بچه ها را با خود ببرید و برای آنکه شوق تان را به بچه داشتن نشان بدهید با آنها بازی کنید مثلا یک مسابقه وسطی ترتیب بدهید یا گرگم به هوا بازی کنید.

▪بدلباس باشید یکی از بهترین شیوه های بدلباسی این است که جوراب های تان را روی پاچه شلوارتان بکشید.

▪به کسی فرصت صحبت کردن ندهید. دائما از محاسن تان حرف بزنید و گاهی رو کنید به اعضای خانواده و تائیدشان را بگیرید. روش دیگر این است که هیچ حرفی مربوط به خودتان نزنید. اما یک لحظه هم دهان تان را بسته نگه ندارید؛ از سیاست، از اقتصاد، از علم، از هوا، از تاریخ و... حرف بزنید حتی می توانید خاطره تعریف کنید.

▪عروس را با یکی از دخترهای مجرد فامیل مقایسه کنید. مثلا همین که چایی آورد به مادرتان بگویید "شبیه دخترعمه ام نیست؟"

▪همیشه اسم عروس را اشتباه بگویید مثلا اگر اسمش فرزانه است هر بار با اسمی تازه صدایش کنید! "ببخشید افسانه خانم..."، "راستی ملیسا خانم..."، "شیوا خانم می خواستم بگویم که..." و...

▪گربه را دم حجله بکشید. وقتی عروس بالقوه، پرسید سهم مشارکت احتمالی تان در کارهای خانه چقدر است ناگهان ابرو در هم بکشید، نیم خیز شوید و صدای تان را بلند کنید و بگویید "شما بپزید من می خورم، شما بشویید و بسابید، من استراحت می کنم و اگر شاغل هستید، حقوق تان را هم بدهید من خرج کنم!"

▪صدای مهمان ها را ضبط کنید و از همه عکس بگیرید و از جلسه خواستگاری و شروطی که مطرح می شود، یادداشت بردارید و دست آخر، برای اینکه خانواده عروس در آینده شرط ها را تغییر ندهند بگویید پای برگه را امضا کنند و برای اینکه صداهای ضبط شده شان را هم بشناسید بگویید هر نفر یکبار نام و سنش را اعلام کند.

▪کفش هایتان را لنگه به لنگه بپوشید تا ثابت کنید دست و پا چلفتی هستید و نمیشود روی شما برای زندگی مشترک حساب کرد.

▪تا آنجا که می توانید بخورید. توی این گرانی، شاید تا سال ها وسعتان نرسد خیلی از میوه ها را بخورید.

▪از فن "در گوشی فامیلی" استفاده کنید. در این فن، شما و خانواده تان باید طوری وانمود کنید که انگار با خانواده عروس قهرید پس فقط بین خودتان درگوشی حرف بزنید و اعضای خانواده عروس را توی بحث های تان راه ندهید.

▪دائما با تلفن همراه تان پیامک بزنید و اگر کسی زنگ زد پاسخ بدهید و بلند بلند با او خوش و بش کنید.

▪حتما، حتما، حتما، گل میخک بگیرید و بی خیال گل رز قرمز شوید و خودتان با برگ کاج تزئینش کنید و با نخ جعبه شیرینی ببندیدش.

روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای دختران جوان

▪هنوز سلام و علیک تمام نشده سر صحبت درباره مهریه را باز کنید و بگویید که شما جد اندر جد، مهریه را سنگین می گیرید و این رسم خانوادگی تان است و همه دخترهای فامیل تان همین کار را کرده اند. برای این که کسی شک نکند چند تا مثال هم ردیف کنید مثلا بگویید "همین پارسال دخترعموی مامانم ازدواج کرد با ۴۰۰۰ سکه، آبجی خودم مهرش ۵۰۰۰ تا بود... حالا دو هزار تای ناقابل که چیزی نیست."

▪برای شما چه اهمیتی دارد که داماد بالقوه در صورت موافقت با مبلغ مهریه تان، به زندانی بالقوه، تغییر نام می دهد؟

▪وقتی چایی آوردید و همه مشغول خوردن شدند و به به و چه چه کردند بگویید رمال توی پارک که امروز دیده اید کارش حرف ندارد چون این لحظه را پیش بینی کرده و راست گفته که اگر توی قوری تف کنید مهر و محبت خانواده داماد به شما چند برابر بـیـشتـر می شود.

▪از دامـاد و تـک تک اعـضای خـانواده اش بپرسید متولد چه ماه و سالی هستند. بعد کشف کنید که آنها در تقویم چینی نماد چه حیواناتی هستند و مطمئن باشید هیچ وقت ممکن نیست نماد سال شما، با نماد سال بقیه کاملا همخوانی داشته باشد و با چنین اعتقادی چگونه می توانید در کنار آنها با صلح و صفا زندگی کنید. فرضا شما متولد سال موش باشید. موش که نمی تواند با خانواده ای که یک اژدها، دو تا خوک، یک سگ، دو تا گربه و یک گاو دارد، زندگی کند!

▪از همان ابتدا که خانواده داماد آمدند و گل ها و شیرینی ها را تحویل گرفتید، همین که آنها خواستند سر صحبت را باز کنند لبخند ملیحی بزنید و الکی بگویید قصد ازدواج ندارید و می خواهید درس بخوانید. این طوری هم باکلاس تر است و هم تا ابد بی شوهر می مانید.

▪خودتان را کاملا متفاوت با آنچه هستید نشان دهید و اصلا فکرش را هم نکنید که بالاخره روزی طرف مقابل از نشانه ها متوجه می شود شما کلک می زده اید.

▪اگر زیاد غذا می خورید، بگویید کم خوار هستید. اگر دیر می خوابید بگویید سر شب خواب تان می گیرد. اگر ترجیح می دهید در روزهای تعطیل روی کاناپه جلوی تلویزیون لم بدهید بگویید همه روزهای تعطیل، آفتاب نزده در کوه هستید.

▪سیر بخورید و دائما اظهار نظر کنید، حتی وقتی نظرتان را نخواسته اند. توی استکان ها، کیسه چای بگذارید و بگویید برای تان سخت بوده چای دم کنید.

▪حتی یک لحظه به نگون بختی که به خواستگاری تان آمده اعتماد نکنید. همان اول کار به داماد بالقوه بگویید "پسورد ایمیل های تان را می خواهم..." واکنش احتمالی او از دو حالت بیشتر نیست.

▪اول این که می گوید "متاسفم اما پسورد من محرمانه و شخصی است" در این صورت شما بر می آشوبید و می گویید "کاملا مشخص شد با اینترنت چه می کنید!"

▪واکنش دوم این است که او سرخ و سفید شود و مثل قاتلانی که اعتراف می کنند رمز عبورش را روی کاغذ بنویسد و به شما بدهد. آن وقت شما به اتاق دیگر می روید و به اینترنت وصل می شوید و صندوق پستی الکترونیک او را بررسی می کنید و هر از گاه می گوید "خدای من! اینها چیست؟ اینها کی هستند؟"

▪بعد از رسیدن خواستگارها به خانه بیایید. بی حوصله سلام و علیک کنید و بعد یا بروید توی اتاق تان و دراز بکشید و بخوابید یا گوشه اتاق بنشینید و تلویزیون تماشا کنید و هر از گاه لبخندی به حضار بزنید و بگویید "هیسسس".




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 23 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : shahin poursafar
مطالب اخیر
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
نظرتون درباره ی این وبلاگ چیست؟







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :




Flying Icon

کد هدایت به بالا




                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic